آیا جنگ و جهاد ابتدایی، برای تحمیل دین بر مردم است؟
پاسخ گاهی از سوی دشمنان آگاه یا دوستان نادان گفته می شود که اسلام، با شمشیر پیشرفت کرده و عقیده اسلام، به وسیله جنگ و جهاد بر مردم تحمیل شده است
تاریخ انتشار : 1396/10/18

پاسخ

گاهی از سوی دشمنان آگاه یا دوستان نادان گفته می شود که اسلام، با شمشیر پیشرفت کرده و عقیده اسلام، به وسیله جنگ و جهاد بر مردم تحمیل شده است.

بررسی تاریخ صدر اسلام شهادت می دهد که اسلام، با برهان و استدلال پیشرفت کرده است؛ زیرا رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و همراهان ایشان، در مدت سیزده سالی که در مکه بودند، فشارهای بسیاری را تحمل کردند و در این مدت، عده ای از مکه و اطراف آن مسلمان شدند و عده ای نیز که از مدینه در مراسم حج به حضور ایشان می رسیدند، بر اساس دعوت و تبلیغ صحیح، اسلام را می پذیرفتند. زمانی هم که آن حضرت وارد مدینه شدند، پیش از آنکه قدرتی داشته باشند، از همه طرف مورد تهاجم قرار گرفتند و جنگ های «بدر صغری»، «بدر کبری»، و «احد» صورت گرفت و پس از آنکه حکومت اسلامی شکل یافت، خدای سبحان، با اذن «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا»[1] اجازه دفاع را به مسلمانان مظلوم داد تا بتوانند برای حفظ حکومت اسلام و مسلمین و برای نجات محرومان و مظلومان دیگر از شر کافران بی منطق و فتنه گر، به جهاد در راه خدا نائل شوند.

در اسلام، جهاد بر دو نوع است؛ یکی «جهاد دفاعی» و دیگری «جهاد ابتدایی». « جهاد دفاعی» آن است که مسلمانان برای دفاع از خود، در برابر هجوم و حمله دشمن، ست به شمشیر و سلاح می برند؛ و «جهاد ابتدایی»، جهادی است که به دستور ولی مسلمین به سوی کافران رفته، آنان را به پذیرش اسلام دعوت می کنند و برای این دعوت، موانع غیرمنطقی را به وسیله جنگ، از میان بر می دارند.

علامه طباطبائی  رضوان الله تعالی علیه ) در این باره تحلیلی دارند که نتیجه اش بازگشت جنگ ابتدایی به جنگ دفاعی است.[2] توضیح مطلب اینکه:

اولین و اساسی ترین حق انسان ها، حق حیات سالم است که از آزادی فطرت پاک انسانی سرچشمه می گیرد؛ فطرتی خدایی که تبدیل پذیر نیست: «فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله».[3] سران ستم و سردمداران کافر کشورهای غیرمسلمان، این حق را از مردم سلب نموده، با شیوه های گوناگون و تبلیغات نادرست خود بر ضد حق، اجازه و فرصت تفکر و اندیشه صحیح را به آنان نمی دهند و با فتنه و آشوب در برابر ارشاد و تبلیغ اسلام، نمی گذارند چراغ هدایت دین که خواسته فطرت همه انسان هاست، به محدوده کشور شرک و کفر برسد و این کاری است که همه دشمنان بی منطق انبیاء (علیهم السلام ) در طول تاریخ بشر انجام داده اند و در این حال است که فرمان «قاتلوهم حتی لاتکون فتنة»[4]برای از میان برداشتن فتنه و آشوب، صادر می شود تا به دنبال آن و پس از رفع موانع سردمداران کفر، فطرت اسیرشده مردم آن دیار آزاد شود و سخن منطقی دین به صورت «بلاغ مبی» به آنان عرضه گردد: «و ما علینا الا البلاغ المبین»[5]و خود مردم بتوانند چهره واقعی حق را بیابند و آزادانه آن را اختیار کنند: «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»[6]و از آنجا که دین حق، در کمال روشنی و بدون هر ابهامی، هماهنگ با فطرت انسان هاست: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها»[7]مردم با میل و رغبت قلبی، آن را می پذیرند و دین الهی فراگیر می شود: «و یکون الدین کله لله»[8]

بنابراین، جنگ و جهاد ابتدایی، برای تحمیل دین بر مردم نیست، بلکه ستیزی با سران بی منطق کشورهای بی دین و با فتنه گری و تبلیغات فریبنده و بی اساس آنان است و نه تنها برای تحمیل عقیده نیست، بلکه موافق آزادی عقیده و برای مهیا سازی آن است. پیامبران الهی، همگی پاسداران دل های مردم و شکوفا سازان فطرت آنان هستند: «و یثیروا لهم دفائن العقول»[9] فکر و دل مردم، امانت های الهی اند که پیامبران از آنها محافظت می کنند و لذا موسای کلیم ( علیه السلام ) خطاب به فرعونیان چنین گفت: «ان ادوا الی عباد الله انی لکم رسول امین»[10] بندگان خدا را به من بسپارید که من برای شما رسول امین پروردگارم.

پی نوشت ها

[1] سوره حج، آیه 39.

[2] تفسیر المیزان؛ ج 2، ص 89 99.

[3] سوره روم، آیه 30.

[4] سوره انفال، آیه 39.

[5] سوره یس، آیه 17.

[6] سوره کهف، آیه 29.

[7] سوره روم ، آیه 30

[8] سوره انفال، آیه 39.

[9] نهج البلاغه، خطبه 1، بند 37.

[10] سوره دخان، آیه 18.