روایت شهادت یک طلبه غواص
با اصرار علی، گروه شناسایی علی را ترک کردند و به سمت مواضع دشمن حرکت می‌کنند. بعد از انجام شناسایی، از همان مسیر برمی‌گردند و درهمان موقعیت، دنبال علی می‌گردند. اما می‌بینند،او به شهادت رسیده است.
تاریخ انتشار : 1396/09/14

علی‌شاکری از جمله رزمندگان گردان غواصی نوح است. او در مشهد طلبه بود و به همین دلیل با رزمندگان مشهدی به جبهه‌ آمده بود. گردان غواصی نوح از نیروهای گردان اخلاص (اطلاعات و عملیات ) لشکر21  امام رضا(ع) است.

علی در یکی از گشتی‌های شناسایی‌ قبل از اجرای عملیات  «والفجر8» به همراه یک گروه از رزمندگان به آرامی از اروند به سمت «بُوارین» در حال غواصی بود. جایی بعد از جزیره ماهی ناگهان خمپاره‌ای فرود آمده بود و او مورد اصابت ترکش قرار می‌گیرد. در آن شرایط حساس و با توجه به اهمیت بالایی که این شناسایی داشت همرزمانش مانده بودند چه تصمیمی بگیرند؛ عملیات را لغو کنند و علی را به عقب برسانند یا مأموریت را ادامه بدهند.

اما در این گیر و دار علی از همرزمانش می خواهد که ادامه بدهند. او به همرزمانش گفته بود: «جراحت من خیلی هم مهم نیست، همین جا،استتار می‌کنم؛ عملیات راکه انجام دادید و برگشتید، با هم به عقب می‌رویم.»

با اصرار علی، گروه شناسایی علی را ترک کردند و به سمت مواضع دشمن حرکت می‌کنند. بعد از انجام شناسایی، از همان مسیر از می‌گردند و درهمان موقعیت، دنبال علی می‌گردند. اما در کمال ناباوری می‌بینند، او به شهادت رسیده است. اما با توجه به درد و سوزش شدید وجراحتی که داشته است، و متوجه‌ می‌شوند در لحظات پایانی زندگی خود به دلیل آنکه از فشار درد صدایش را دشمن نشنود یقه لباس غواصی‌اش را به دندان گرفته تا اینکه روح از بدنش جدا شود.