آیت الله قبادیقرآن وروایات باید سرلوحه دروس حوزوی قرارگیرد
جلسه اخلاق درمحضر آیت الله قبادی درمدرسه علمیه امام صادق علیه السلام بیجار
تاریخ انتشار : 1392/01/28

دراین جلسه که باحضوراساتید وطلاب این مدرسه برگزار شد ایشان ضمن تاکیدبر بزرگداشت ایام فاطمیه ، ابراز داشت وظیفه مانشر علوم اهل بیت علیهم السلام ورساندن به مردم است.

ایشان ضمن اشاره به مباحث علم افزود:

دریک کلمه علم به همان مقداری گسترده است که عالم وجودگسترده است چون به تعبیر فنی وعلمی ، علم چیزی نیست مگر انعکاس واقعیت های جهان و همه آنچه که درعالم است(که شامل دنیا وآخرت وزمین وآسمان  وموجودات ذره بینی وبزرگ می شودوموجوداتی که ازآنها خبرنداریم می شود )، علم انعکاس همان واقعیت هاست درذهن انسان ، لذاهمان واقعیت های عالم که بسیار گسترده است وهرروز برای این واقعیت ها اضافه می شود ،علم هم به همین منوال ومیزان گسترش دارد وگسترش پیدا می کند .

روایت ازامام صادق علیه السلام:علم آن چیزی است که لحظه لحظه زیادواضافه  می شود ، یک معنایش همین است، چون واقعیت ها ووجود لحظه به لحظه زیاد می شود .

 

خداوند درمورد انسانها درقرآن می فرماید(نحن خلقنا السماء والارض وانا لموسعون)  موسعون: یعنی لحظه به لحظه داریم وسعت می دهیم .چون عالم لحظه به لحظه افزایش پیدامی کند علم هم افزایش پیدا می کند .

اینکه درآیه شریفه خداوند متعال به پیغمبرش می فرماید (وقل ربّ زدنی علما )یک معنای قابل توجهش همین معناست که پیغمبر مخاطب این کلام است ، همه علوم اولین وآخرین راداراست وخداوند می فرماید ای پیغمبر بگوکه علم نسبت به مابقی را هم به من عطا کن .

فقط یک کلمه راجعه علم، وگرنه بحث خیلی زیاداست .اما یک بحث قرآنی کوتاه راجع به علم داشته باشیم .درقرآن حداقل سه معنا برای علم ذکر شده است،یعنی علم به سه معنا به کار رفته است .

معنای اول علم یعنی همان علمی است که وسیله گذران زندگی است بشر بافکر وتجربه خودش به آن علم دسترسی پیدا می کندفرق نمی کندبین انبیا وغیر انبیاء، مثل علومی که دردانشگاهها تدریس می شود ، علومی که ازگذشنگان به ارث رسیده است راآموزش می دهند، درباره فکر بشر است، دغدغه های فکری بشرراکارکرده وبه نتیجه رسیده است ودرومورد خدا، جهان ومسائل مختلف دنیا ، یک تاریخ دوهزارساله وسه هزارساله دارد که دغدغه های زندگی بشر اززمان هند قدیم ویونان باستان ، بشریک دغدغه هایی درمورد کیفیت تهدیدات دنیا و ... داشت .این نوع علم دارایی های خود بشر است صرف نظر ازوحی که این راقرآن تعبیر به علم کرده است .حضرت موسی (ع) به قارون می گوید شمازکات بدهید ، برای خداخرج کنید ، نصیب خودتان رافراموش نکنید ، درجواب قارون به حضرت موسی می گوید (انما اوتیته علی علم عندی )یعنی این ثروتی که به دست آوردم به خاطر علم ومهارتهای خودم است.

امروز هم کسانی که دررشته های مختلف هستند ، علوم مختلفی دارند که دارایی های خودشان رااسمش رامی گذارند علم وتخصص درزمینه علوم تعقلی یعنی آن علومی که دغدغه های فکری بشر بوده(علوم انسانی)(فلما جاءهم من البینات فرحوا).موقعی که پیامبران الهی آیات مختلف خدارامی آوردند می گفتند مابه اینها نیازی نداریم ، ماخودمان اینها راداریم ، قبل ازادیان آسمانی خیلی ازاین حرفها بوده ، به جای اینکه مضمون وحی را، مطالب راازطرف خدا أخذ کنند وخوشحال باشند (فرحوا بما عندهم من العلم)به آن دارایی هایی که خودشان بوسیله تجربه عقلانی پیداکرده بودند به آنها خوشحال شدند.خداوند متعال دراین مورد هم کلمه علم رابه کاربرده است ، (حقیقتا به کاربرده یامجازا، توضیح درجای خودش)وبااستفاده ازقرآن این علم گویا یک بازیچه است .

معنای دوم : اما معنای دومی که علم درقرآن دارد علمی است که توسط پیامبران از آسمان به زمین آمده است (تحفه الهی برای هدایت بشر)که این علم مجموعه کتاب وسنت راتشکیل می دهد .خداوند متعال نسبت به این علم بانظر تجلیل وتعظیم نگاه  می کند (نبّئونی بعلم ان کنتم صادقین)، شما هم درمقابل این اگر علم دارید بیاورید درهمه زمینه ها(اعتقادات،اخلاق،احکام،و...)صاحب نظراست واحکام دین دررابطه همه موارد حرف خاصی دارد .

ماکه ایمانمان نسبت به قران ودین نسبت بالایی نداریم وفقط درزمینه احکام سراغ دین رامی گیریم ،وظیفه ماطلبه هاست وقتی آمدیم حوزه برای تحصیل علوم دینی باید ازهمان ابتدا ی طلبگی ببینیم حرف قرآن وروایات درهمه عرصه ها چیست؟وبه صورت جدی باید دنبال کنبم.

یک روایتی ازامام صادق(ع) دراین راستاخطاب به دونفر که دراین راستا انحراف فکری داشتند:شرّقا وغرّبا فوالله لن تجد علما صحیحا الّا .....)شرق وغرب عالم رابرید به خداسوگند که علم صحیحی پیدانمی کنید مگرآن چیزی که ازخاندان اهل بیت بیرون بیاید.

 

من به دوستان طلبه خودم توصیه می کنم که ازهمین ابتدای طلبگی درس اصلی ماباید قرآن وروایات اهل بیت باشد ، البته منافات باتحصیل درسهای مرسوم حوزه راندارد.طلبه باید درکنار تحصیل برای خودش برنامه ریزی کند وباقرآن مأنوس شود ،ارتباط مردم باقرآن غیرازارتباط ماطلبه هاباقرآن است ،ارتباط مردم یک ارتباط تعبدی وبه خاطرثواب می باشد ولی ارتباط مایم ارتباط توأمان (هم تعبدی وهم تعلمی)است یعنی وقتی ماقرآن می خوانیم تعلم می کنیم ومی خواهیم مطلبی رابیاموزیم.

جواب بسیاری ازسوالات درقرآن وداروی بسیاری ازدردها درقرآن است.شما مشاوره می دهید ، کارتعلیم وتربیت می کنید ،همه باید براساس قرآن باشد ،درسهای مرسوم حوزه مقدمه برای قرآن است ،هدف اصلی قرآن است وهمینطورروایات ، انس باروایات باید زیاد باشد.

اینطورنیست که انسان طریق متعارف را رها کند مثل چله نشینی و... . این انحراف است ، بعضی ها دربرنامه ها حضور پیدا نمیکنند ، برای تحصیل علم ازطریق عادی حرکت نمی کنند انتظاردارند به او عطا کنند.

اما دراین ایام یکی ازابعاد شخصیتی فاطمه زهرا سلام الله علیها که بسیار بزرگ وعظیم است بعدعلمی فاطمه زهراست ، این بعد باید موردغفلت قرارنگیرد.فاطمه زهرا به معنای حقیقی کلمه عالمه است ،شواهدزیادی برای این مطلب است که وقت نیست، اجمالا عرض می کنم :

فاطمه زهرا به حدی ارزعلم رسیده بود که علی علیه السلام گاهی ازوقتها بعدازرحلت پیامبر می آمد وازمصحف فاطمه مطالب راذکر می کردند وامیرالمومنین یادداشت می کردند (دراین مورد تعبیر استفاده امیرالمومنین صحیح نمی باشد)مصحف فاطمه ، املاء فاطمه زهراست وکتابت امیرالمومنین ،که این کتاب پیش حضرت ولی عصر موجود است .

بعدازرحلت پیامبر اسلام جبرئیل مکرربه خانم فاطمه واردمی شدند وبرای دلداری فاطمه زهرا تسلیت می گفتند ، همینطور فرشته ها ، ولی اهل زمین چه کار کردند؟ ....  اهل مدینه هم تسلیت می گفتند ولی تسلیت معکوس .

بقدری حضرت زهرا گریه می کردند آمدند گفتند یاعلی به فاطمه بگو یاشب گریه کند یاروز ....